اهنگاهم مثل روزام تکراری شدن واسم.
قلم به دست،خیره به دفتر،دارم فکرمیکنم چی بنویسم،ازچی؟ازکی؟
ازکدوم حرف دلم شروع کنم...
هی مینویسم وپاک میکنم،ننویسم بهتره چون اگه هم بنویسم فقط میخونن
ومیگن قشنگ بود ولی کسی نمیگه ایادرداین چیه....
ولی خوبیش به اینه که خالی میشم....
تنهایی هم تلخه وهم شیرین!
تلخ چون وقتی تنهامیشی کسی پیشت
نیست تاباهات صحبت کنه،تابتونی دردو دلتو بهش
بگی،تابغضتوبشکونی،
تنهایی تلخه چون تواین دنیااحساس بدی داری...!
خیلی بده هیچکس
حواسش به تو نباشه حتی اگه یدوست
مورداعتمادهم داشته باشی
خیلی خوبه،چون میتونی تموم رازهای دلتو
بهش بگی وپیشش گریه کنی
،دوست بایدهمجنس خودت باشه تابتونه تورودرک
کنه،حرفاتوبفهمه.
تنهایی شیرینه چون دیگه نمیذاری کسی وارد زندگیت بشه،
دیگه نمیذاری باهات بازی بشه و قلب و دلتو بشکونه،
تنهایی شیرینه چون
میدونی فقط خدارو داری ومیدونی
بااینکه تنهایی ولی بازم خدارو داری.
من دیگه تنهایی موباهیچ چیزدیگه عوض نمیکنم.
تنهایی بهترازاینه که با ادمایی دوست شی که
بعدازتموم شدن دوستیبا ابروت بازی کنن.
من عاشق تنهاییم.
دیگه تااخر عمرم نمیذارم کسی وارد زندگیم بشه.
نوشته قشنگ از اجی گلم { P }
اینم ادرس وبش .parnya570.loxblog
نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.